تبليغاتX
نی نامه
من از خمار مستی روی تو بر نمی گردم
می توانی تو بگویی چند یست

در پی خانه خالی هستی

و چرا نیست که بگیری جایی

و شوی آرام تا بتوانی بخوابی راحت

این همه خانه استیجاری

پس چرا بهر ما نیست که بگیریم جایی

تو بگو ایا می دانی

که چرا این گونه است

زندگی از چه سبب این همه دلگیر است

و چرا با من مهربانی نکند

و یا چرا خانه خالی نیست

تا من او هم بتوانیم بسازیم لانه

بر سر ایوانش

و شبی را آرام بنشینیم کنار هم

و بگوییم از آینده خود

آینده نا معلوم و نا پیدا

تا کجا می توانیم شویم ما همراه با همه

درد و الم های زمان

یک از میان بر خیزید و بگوید چرا این گونه است

مسجدسلیمان ۳/۱/۸۷ پورهاشمی

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 16:35  توسط پورهاشمی  |