تبليغاتX
نی نامه - کوتاه
من از خمار مستی روی تو بر نمی گردم
سفری کوتاه بود

رفتن از خانه خلوت بیرون

و رسیدن به مقصد

به همان جا که خیلی دور و نزدیک بدی از این جا

و سکوتی بس طولانی

می خریدند مرا به کلامی جاری

در دیاری که همه پاک بازان دل رسوایند

با سلامی و بدو ن حرفی

با سکوتی که تمام عمرت

شنوی ریزش باران در گوش

هیچ نیست که فریاد زنی

و کسی نیست که امداد کند

می توان درک نمود بودن خود را تنها

در میان دشتی

پر ز اوهام و خیالات بد و ناهنچار

می توانی بروی بی آنکه خودت هم دانی

به کجا خواهی رفت

به دیاری که همه مست رخ ورسوایند

و تو هم در این دشت مثل آنان هستی

تا به باور برسی بودن را

سفری کوتاه بود

هرچند سخت و پراز خاطره

اما تنها

مسجدسلیمان ۹/۱۲/۸۷ اسداله پورهاشمی

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 16:48  توسط پورهاشمی  |