تبليغاتX
نی نامه -
من از خمار مستی روی تو بر نمی گردم
چقدر شوق پریدن دارد

این تن مجروحم

چقدر میل شکفتن دارد

عنچه ی خفته در آب و گلم

می توانم بگویم با تو

جقدر میل خندیدن دارد

این تن خسته من

این گرفتار در آیینه فردایم

در ضمیری من و تنهاییم

نام تو ثبت شده

 من دیوانه نخواهم خواند بی تو

سوره همراهی

و نخواهیم خندید بی تو در دشت پر از لاله سرخ

یا نخواهیم رفت بی تو از کوچه مهر  و وفا

 و تو می دانی که من آلوده

می توانم بروم با تو تا مرز جنون

تا در آنچا بخوانم با تو

قصه مهر وفا را هر شب

مسجد سلیمان ۹/۱/۸۸ پورهاشمی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:28  توسط پورهاشمی  |